{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای بنازم گل لب مرمر دندان تورا

ای بنازم گل لب مرمر دندان تورا
باغ صد رنگ،ندارد لب خندان تورا
می و میخانه کجا،حال نگاه تو کجا
که ندارد بشری حالت چشمان تورا
لب به دندان گزم از حسرت یک بوسه ی گرم
چون به لبخند ببینم لب و دندان تورا
شعردروصف سر زلف تو عاجز ماند
به چه مانند کنم موی پریشان تورا
دست نقاش،به خون رنگ زندچشم هنر
تامگر نقش کند،سایه ی مژگان تورا
روزو شب گل بدرآید زدل چشمه ی آب
گر درآغوش بگیرد تن عریان تورا
آشکاراست زچشمان سیاهت تب عشق
هرنگه فاش کند آتش پنهان تورا
عشق تو شعر مرا دردهن عام انداخت
گل درآغوش کشدمرغ غزلخوان تورا
دیدگاه ها (۰)

پارت ۲۷: زنجیرهایِ سرد، کلماتِ هراساناتاقِ مسترِ عمارت، با آ...

ای بنازم گل لب مرمر دندان تو را باغ صد رنگ ندارد لب خندان ت...

ای بنازم گل لب مرمر دندان تو را / باغ صد رنگ ندارد لب خندان ...

ای بنازم گل لب مرمر دندان تو را / باغ صد رنگ ندارد لب خندان ...

‌امشب از آمدنت ، شور ز دف می‌باردباغ ، گل بر تنم از شوق و شع...

محبوبم!هیچ چیز خوشحالم نمی کندنه زیبایی زناننه آواز کوچه_گرد...

عشق گاهی خواهش برگ است در اندوه تاک عشق گاهی رویش برگ است د...

#شعرناموس_خدا (در مورد حضرت زینب سلام الله علیها)آرامش زیبای...

بدنِ لختِ خیابان به بغلِ شهر افتاده بودو قط...

بهزاد نجفی شاعر کرجی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط