{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ناز پروده عشق تو شدم ، جان منی

ناز پروده عشق تو شدم ، جان منی
درد خود با که بگویم که ، تو درمان منی

دین و دنیا و همه هستی من رفته به باد
هیچ سرمایه مـرا نیست ، تو ایمان منی

یاد تو روشنی ذهن پریشان من است
در شب تیره هـجران ، مه تـابـان منی

کور دل بودم و با عشق تو بینا شده ام
روشنـی بـاد ترا ، ای که تو چشمان منی

زنده کردم دل پژمرده به عشقت ، ای دوست
امشبی را در این خانهِ دل ، تو مهمان منی
دیدگاه ها (۰)

❤️❤️❤️.از عاشقانہ هایمانیک " من " مانده و ‌یک جاے خالی " تــ...

به چشمانت سپردم چشم های مست مستم رانگاهت گرم بود و داغ کردی ...

ڪاشڪی او ماڸ مڹ بود ومنم ماڸ دلش…ڪاشڪی دریای عشقم میشد و مڹ ...

آهای دخترجان...!تاکستانِ انگورِ نگاهت گل داده اند اجازه بدهب...

🪩 #شعر_بخوانیم 🪩«گفته بودی که چرا محوِ تماشایِ منی»یا چرا در...

🌹 شعر 🌹«گفته بودی که چرا محوِ تماشایِ منی»یا چرا در پیِ چشما...

«گفته بودی که چرا محوِ تماشایِ منی»یا چرا در پیِ چشمانِ چو ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط