{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اینجا که شهرم پاسبانی مست دارد!

اینجا که شهرم پاسبانی مست دارد!
اینجا که جنگلبان تبر در دست دارد!

اینجا که هر تیری که بر قلبم نشیند
از دوستان فریادِ " نازِ شست " دارد!

دیگر چه دارم انتظار از دشمنانم؟
وقتی که یارم در شکستم دست دارد!

اینجا که کوهِ سربلند از تشنگی مرد
در چنگ، دریا را زمینِ پست دارد!

اینجا که دانم هر شرابی ارغوانی
تاثیر جانسوزی که در سم هست، دارد!

مانند مردابم که هر راهِ گریزش
در انتهایش کوچه ای بن بست دارد
🔥
دیدگاه ها (۰)

راستی دیشب دوباره مست و تنها بی قرارسر درآوردم از آن کوچه از...

سامان علی یاری

تو میتونی💪

«فَصلُ‌الخِطابِ بَهرام مُحَمَّدی: انهدامِ سیستمیِ مافیا و مس...

واقعا چرا . چون خدا نخواسته

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط