{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

درروزگار قدیم میخانه ای درکنار مسجدی قرار داشتشخ مسجدهر

درروزگار قدیم میخانه ای درکنار مسجدی قرار داشت.شيخ مسجدهروز پس ازنمازبرای تخریب میخانه دعامیکردومردم آمین میگفتند.تااینکه روزی زلزله رخ داد ومیخانه خراب شد.صاحب میخانه به سراغ شيخ رفت وازاو طلب خسارت کرد چون معتقد بود که دعای شيخ سبب تخریب میخانه شده است اما شيخ زیر بار نمیرفت. تا اینکه کار بالا گرفت، وشکایت پیش قاضی شرع بردند. قاضی پس از شنیدن حرفهای هردو گفت:پناه به خدامیبرم در برابر من مرد می فروشی ست که به تاثیر دعا معتقداست وشيخي ست که دعا را بی تاثیر میداند...!!!
دیدگاه ها (۵)

خوابای رنگی بیبینیخواب دلتنگی نبینیشبت به خیر ای مهربونخوب ب...

ازاین تکرارساعتهـ ـاازاین بیهوده بودنهـ ـاازاین بی تاب ماندن...

ﻫﯿﭻ ﻣﯽ ﺩﻭﻧﺴﺘﯽ ﺍﮔﻪ ﮐﻮﮐﺎﮐﻮﻻ ﺭﻭ ﺑﺮﻋﮑﺲ ﮐﻨﯿﻦ...............ﻣﯿﺮﯾﺰﻩ...

نقاشی بالا رو دخترم برای من کشیدههروقت نگاهش میکنم خدارو به ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط