{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرا ز باده ی نوشین نمی‌گشاید دل

مرا ز باده ی نوشین نمی‌گشاید دل
که می به گرمی آغوش یار باید و نیست


#رهی_معیری
دیدگاه ها (۳)

بہ رفوگران بگویید ،ز رفو گذشت این دلچہ رفو ڪنم دلے را،ڪہ هزا...

بہ حیرتم ڪہ چہ سان مے خورَد بہ دل تیرت؟تو را ڪہ هیچ نظر نیست...

المرأه الثلاثینیهمثل الاغانی القدیمةلایفهمها الا اصحاب الذوق...

نظراتکِرطبٌ شهیٌینضجُ فی صیف جسمی! #صالح_بوعذار

یار را بین شمع دل افروز ز کاشانه ای کیستجان ما سوخت بپرسیدکه...

این‌همه درماندگی را نیست درمانی ولی ؛ یار اگر آغوش بگشاید ، ...

آن چیز که در سینه‌ی من بود، دگر نیستآن عشق که جان‌مایه‌ی غم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط