{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کردم از دین ودل وهوش وخردقطع ِ نظر

کردم از دین ودل وهوش وخردقطع ِ نظر

من همان روزی که دیدم چشم ِ عیار ِ تو را...



#صائب_تبریزی 
دیدگاه ها (۱۲)

ماجرای من و توباور باورها نیستماجرایی ستکه در حافظه ی دنیا ن...

خسته ام، زیاد. هر چه هم که می‌خوابم باز فایده‌ای ندارد. پاها...

دیدار تو گر صبح ابد هم دَهَدم دستمن سرخوشم از لذت این چشم به...

به رغم سر به هوا بودنم زمینگیرمبه سر، هوای تو را دارم از زمی...

روزی به دلبری نظری کرد چشم من زان یک نظر مرا؛ دوجهان از نظر ...

انگار دیروز بود با بچه های همسایمون بازی میکردمچشم باز کردم ...

روزی که تو را دیدم فهمیدم قلبم دیگر جایی برای دیگری ندارد ، ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط