{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ﻣﺜﻞ ﯾﮑﯽ ﺭﻫﮕﺬﺭ ﺍﺯ ﮐﻮﭼﻪﻫﺎ

ﻣﺜﻞ ﯾﮑﯽ ﺭﻫﮕﺬﺭ ﺍﺯ ﮐﻮﭼﻪﻫﺎ
ﻣﯽﮔﺬﺭﻡ ﻫﺮ ﺳﺤﺮ ﺍﺯ ﮐﻮﭼﻪﻫﺎ
ﺁﯼ ﻧﺴﯿﻢ ﺳﺤﺮﯼ، ﺻﺒﺮ ﮐﻦ
ﻣﺎ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺧﻮﺩ ﺑﺒﺮ ﺍﺯ ﮐﻮﭼﻪﻫﺎ
ﺩﻟﺘﻨﮕﻢ ﺩﻟﺘﻨﮓ ﺍﺯ ﺧﺎﻧﻪﻫﺎ
ﺍﺯ ﻣﻌﺒﺮ، ﺍﺯ ﮔﺬﺭ، ﺍﺯ ﮐﻮﭼﻪﻫﺎ
ﺑﺎﯾﺪ ﭘﻞ ﺯﺩ ﺑﻪ ﺧﯿﺎﺑﺎﻥ ﻋﺸﻖ
ﯾﮏ ﺷﺐ ﺁﺳﯿﻤﻪﺳﺮ ﺍﺯ ﮐﻮﭼﻪﻫﺎ
ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺎ ﺑﻮﯼ ﮔﻞ ﺳﺮﺥ ﺭﻓﺖ
ﺟﺎﯾﯽ ﺩﻟﺒﺎﺯﺗﺮ ﺍﺯ ﮐﻮﭼﻪﻫﺎ
ﻓﺮﺩﺍ ﻣﻬﻤﺎﻥ ﺷﻘﺎﯾﻖ ﺷﻮﻡ
ﺑﮕﺬﺭﻡ ﺍﻣﺸﺐ ﺍﮔﺮ ﺍﺯ ﮐﻮﭼﻪﻫﺎ
ﻓﺮﺟﺎﻣﻢ، ﺩﺍﻣﻨﻪ ﺩﺷﺖﻫﺎﺳﺖ
ﺧﻮﺍﻫﻢ ﺭﻓﺖ ﺁﺧﺮ ﺍﺯ ﮐﻮﭼﻪﻫﺎ
دیدگاه ها (۱)

به خدا عشق به رسوا شدنش می ارزدو به مجنون و به لیلا شدنش می ...

خخخخ ☆☆☆☆☆

ﻟﻘﻤﺎﻥ ﺣﮑﯿﻢ ﮔﻮﯾﺪ: ﺭﻭﺯﯼ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭ ﮐﺸﺘﺰﺍﺭﯼ ﺍﺯ ﮔﻨﺪﻡ ﺍﯾﺴﺘﺎﺩه بوﺩﻡ. ...

♥♥♥♥♥♥تو زن ها را نمیشناسی...آنها یک حافظه عجیب برای نگهداری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط