{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چشم رغبت که به دیدار کسی کردی باز

چشم رغبت که به دیدار کسی کردی باز
لیکن از شوق حکایت به زبان میاید
دیدگاه ها (۱)

شب خوشخورشیدگر گله از ماست شکایت بگو

الله تو که پادشاه حسنی نظری به بندگان کن حذر از دعای درویش و...

نسیم صبح را گفتمتو با او جانبی داری ؟دگر بارش بفرمایی به فرق...

نسیم صبح را گفتمتو با او جانبی داری ؟دگر بارش بفرمایی به فرق...

آن نه عشقست که از دل به دهان می‌آیدوان نه عاشق که ز معشوق به...

#شعر_معاصرشوق دیدار توام هستچه باکبه نشیب آمدم اینک ز فرازبه...

اگر زبان از تکلم باز می ایستاد و دست هایم .چشم هایم . پاهایم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط