بهش عادت ندارم
بهش عادت ندارم
می خوام مثل رودی باشم که در حال گذره و همه جا رو سرسبز می کنه
اگر قطره ای محبت به این رود بچکه و اضافه بشه، گِلی که ته رود رسوب کرده بالا میاد و اون آب زلال رو آلوده می کنه...درست مثل وقتی که راکد و گندیده بود،
شاید تا ابد نتونم بهش عادت کنم...به محبت و توجه وسوسهانگیزت، به شیرینیِ کلامت، به دیدگاه زیبایی که نسبت به این رود داری...
فقط؛
با کسی که بدون تکیه دادن به دیگران رشد کرده نمیشه به راحتی دوست شد...و نگرانم که ناخواسته اذیتت کنم...
یا اینکه خودم اذیت بشم.
می خوام مثل رودی باشم که در حال گذره و همه جا رو سرسبز می کنه
اگر قطره ای محبت به این رود بچکه و اضافه بشه، گِلی که ته رود رسوب کرده بالا میاد و اون آب زلال رو آلوده می کنه...درست مثل وقتی که راکد و گندیده بود،
شاید تا ابد نتونم بهش عادت کنم...به محبت و توجه وسوسهانگیزت، به شیرینیِ کلامت، به دیدگاه زیبایی که نسبت به این رود داری...
فقط؛
با کسی که بدون تکیه دادن به دیگران رشد کرده نمیشه به راحتی دوست شد...و نگرانم که ناخواسته اذیتت کنم...
یا اینکه خودم اذیت بشم.
- ۱۹۵
- ۲۷ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط