{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چشمانت ، میان آرامش و آتش ؛ هر بار که نگاهت می‌کنم ، هم م

چشمانت ، میان آرامش و آتش ؛ هر بار که نگاهت می‌کنم ، هم می‌سوزم از شدتِ عشقی که در توست ، و هم زنده می‌شوم از گرمایی که به جانم می‌ریزد . تو را که دوست دارم ، انگار تمام جهان ، فقط برای من است و این حس، آغازِ پرواز است . تو نه شبیه رؤیا ، نه شبیه واقعیت ، بلکه خودِ آن لحظه‌ای هستی که آدم ، حس واقعیِ بودن را درک می‌کند .
دیدگاه ها (۰)

خستگی را آغوش تو دَر می‌کندوقتی نیستی ؛عِجالتاً چای می‌خوریم...

تو از یادم نمی‌روی.

امشب بیا دوباره در آغوش گیرمت‌دلتنگی‌ام میانِ غزل جا نمی‌شود...

رمان زیر نور خاموش سئول... ---پیشانی‌ات هنوز روی سینه‌ام بود...

🌱🍒به تماشای چشمانت آمده بودم جایی که سهم  نگاهم در به جا مان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط