کاش

کاش
خوب نگاهش می کردم
چشم هایش را به یاد ندارم
و رنگ صدایش را
کاش خوب گوش می کردم.

من از تمام او
دست کوچکش را به خاطر می آورم
آن پرنده ی سفید را
که بی تاب رفتن بود
دستم را که باز کردم
برای همیشه پرید...
دیدگاه ها (۲)

......پارت هفتم......

....پارت بیستم....

فاصله یک لبخند تا جنون

راز خون پارت سوم

جنگل نفرین شده پارت ۲۷ ( فیلم هندی)

پارت ۱۲

فنچ، جواهری کوچک و پرجنب‌وجوش در دنیای #پرندگان است. او با آ...

.      شب بود و ماه بود و خیابان و..کاش تو      باران و ...

بار مثل هر شب شلوغ بود؛ نورهای قرمز و بنفش روی دیوارها می‌رق...

***### 🖤 **رمان: ازدواج اجباری با یک مافیا**### **فصل دوم - ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط