{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاش

کاش
خوب نگاهش می کردم
چشم هایش را به یاد ندارم
و رنگ صدایش را
کاش خوب گوش می کردم.

من از تمام او
دست کوچکش را به خاطر می آورم
آن پرنده ی سفید را
که بی تاب رفتن بود
دستم را که باز کردم
برای همیشه پرید...
دیدگاه ها (۲)

آدمها مثل کتابند...از روی بعضیها باید مشق نوشت...از روی بعضی...

اگر بخواهم تو را توصیف کنمخواهم گفتتو موسیقی برخورد باران بر...

امنیتتمامِ آرامش خلاصه می شد در همین یک کلامِ سادهکه ما پیچی...

طلوعِ بوسیدنِ توست که هر صبح زنده ام میکند...

«وقتی فرشته ای آرزو میکند » دست غبار گرفته ام را با انگشت...

ممنون میشم وقت بذارید و بخونیدش ^^ ౨ৎفضای موزه ی قدیمی را از...

نقص هایت را می پرستم پارت پنجم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط