{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

( بوسه دردناک )

( بوسه دردناک )
پارت ۷۰


گوشی را روی عسلی انداخت سپس از روی تخت بلند شد حدود ساعت ۸ صبح میشد بدون حرفی از اتاق خارج شد و سمته اتاق ته مین هجوم برد نرم در را باز کرد و با اتاق تاریک مواجه شد لبخندی از وجود دخترکش زد و سمته اتاق الکس رفت بودن در زدن و زحمت کشیدن گفتن ٫ دارم میام ٫ وارد اتاق شد سپس با اتاق خالی مواجه شد
یعنی این وقت صبح کجا رفته بود اصلا چرا از تهیونگ اجازه نگفته بود
کمی عصبی و هم کنکجاو از اتاق خارج شد قدمی سمته سالن.
خدمتکار هم شد و ادای احترام گذاشت
تهیونگ: الکس کجاست ؟
خدمتکار : ایشون صبح زود بیدار شدن قبل از طلوع آفتاب
ته یونگ ابرو بالا انداخت سپس روی مبل نشست سری تکون داد و خدمتکار ازش دور شد سپس تهیونگ با اخم و کلافگی دستی به پیشانی اش کشید باید یه دوش حسابی می‌گرفت تا حالش جا می‌آمد

مشغول مالیدن چشم هایش بود و موهای ژولیده اش روی بالشت بخش شده بود دست گیره در به پایین کشیده شد سپس تهیونگ وارد اتاق شد با دیدن دخترکش که تازه از خواب بیدار شده بود لبخند پر از عشق رو لب هایش نشست سپس سمتش هجوم برد لبه تخت نشست و آروم دستی به موهایش کشید و نوازش کرد
تهیونگ: صبح بخیر فندوق
دخترکش لبخندی زد سپس دستش را پایین انداخت و خسته شد از مالیدن چشم هایش نرم کل اتاق را دید زد سپس نجوا کرد
ته مین : تیونگ ؟ .. مامانی کجاست ؟
تهیونگ با لبخند گفت .... تهیونگ: رفته سر کار
ته مین لبخندی زد سپس پر انرژی گفت ...
ته مین : صبح بخیل...
تهیونگ همچنان دست از آن موهای نرم برنداشت و همچنان نوازش اش میکرد سپس با لحن آرامی پرسید
تهیونگ: بریم دستو صورتت رو بشورم ؟ ...
ته مین : هولااااا صبحونه
تهیونگ خندید سپس ته مین را به آغوش گرفت و سمته اتاق کوچیک لباسش رفت سپس بعد از برداشتن یک تیشرت آبی رنگ همراه با شلوار و زیرپوش سفید ته مین را روی مبل کناری گذاشت

عصبی دستی به موهایش کشید سپس باز هم همان عکس را دید محکم پارچ کناریش را هول داد روی زمین و صدا خورده شیشه های به گوش کل دیوار ها خورد
هیجو: لعنتی ... لعنتی هوسوک چرا دروغ گفتی چرا بهم گفتی که دیشب پیش الکس نبودی .‌‌ .. باید بفهمم که اینا چه رابطه ای با هم دارند باید
با قدم های محکمی روی زمین به سمته اتاقش رفت ....
دیدگاه ها (۰)

بوسه دردناک )پارت ۷۱ قهوه تلخ اش را روی میز گذاشت و سمته پنج...

( بوسه دردناک )پارت ۷۲دختری با موهای زرد و چشم های کشیده قد ...

بوسه دردناک )پارت ۶۹ الکس دستش را روی دست تهیونگ گذاشت سپس ب...

( بوسه دردناک)پارت ۶۸ ته مین دست رو دست تهیونگ که رو سرش بود...

Broken Wings پارت 1

پارت اول نیمه سوم Broken Wings

پارت ۹۵ | «قبل از اینکه همه‌چیز عوض شود...»یک هفته بعد...اجر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط