{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هی آقای پلیس که در شعر کودکی هایم

هی آقای پلیس که در شعر کودکی هایم
،مرد مهربانی بودی
تا مرا به آغوش مادرم برسانی
دلم گرفته بود که از خانه بیرون آمدم
و نمیدانستم
طبق تبصره های تازه قانون
وقتی دلم میگیرد
باید کدام روسری ام را بپوشم
دیدگاه ها (۳)

ظهر بارونیمان بخیر*_* بعد 1سال دوری بازگشتم به حول قوه الهی...

ما آمدیمبسیار خسته و فرسوده شدیم از این همه درس از کلاس نیم...

:(

همیشگیست ..ولی جمعه ها به استخوان می زند اندوهِ دوری ات ..

اهوی گریز پا

عفریته تاریکی نویسنده مرتضی متقیان

ناپلئون گمشده (فصل دوم)پارت ۲۵ (بخش اول)دو روز گذشت.تهیونگ ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط