{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خب سناریو بعداز مدت ها:

خب سناریو بعداز مدت ها:

نامجون: ا.ت؟ چته؟ منو ببین
از چونه‌ت میگیره
نامجون: نگو که.....
ا.ت: باردارم(اشک)
نامجون: من.....من.....میدونی......اممم....نمی‌خواستم.......اینجوری شه......
____

جین: چت شد؟
ا.ت: (اشک و دستش رو میزاره روی شکمش و محکم نگهش میداره)
جین: ببینمت؟
توی چشم هات نگاه میکنه
جین: بابام کردی؟
ا.ت: (ترکیدن بغض و عر زدن)
____

هوپی:(میگیره بغلت میکنه و روی شکمت یه بوسه میکاره)
___

یونگی: بگو که حامله ای!
ا.ت:(اشک)
که یهو محکم لبش رو فشار میده روی لب‌ت و محکم میبوستت
____

جیمین:(خم میشه تا سرش جلوی شکمت باشه و با نا باوری و اشک نگاهت میکنه) یه ا.ت دیگه داره میاد پیشمون نه؟
ا.ت: اگه زنده‌ش بزاری(بغض و فشردن دست روی شکم)
جیمین: ببخشید........ببخشید(بغلت میکنه و سرشو توی گردنت فرو میکنه و بوسه میزاره)
_____

تهیونگ: پاشو و بهم نگاه کن
تا میخوای پاشی لای پاهات رو خون بر میداره
ا.ت: تهیونگگگگگ با بچم چیکار کردیییییی(جیغ و گریه)
تهیونگ به گوشه خیره میشه و رنگش میپره
تا دوزاریش میوفته که باید چیکار کنه و دستش رو باز میکنه تا ا.ت رو براید استایل باند کنه ا.ت جیغ میکشه و میگه: به من دست نزن!
تهیونگ هم به خالکوبی پشت کمرش هم نمی‌گیره و ا.ت رو بلند میکنه و میبره دکتر و توی راه حرف میزنن و آشتی میکنن و بچه هم زنده میمونه
______

جونگ کوک: (جلوت زانو میزنه و دستش رو بلند میکنه تا روی شکمت بزاره ولی تو که عادت به ملایم بودنش نداری جیغ میزنی و فک میکنی میخواد به بچت آسیبی برسونه)
جونگ کوک: من باهات چیکار کردم؟(اشک و بم)
که یهویی بلند میشه و صورتت رو قاب میکنه و لباش رو میزاره روی لب هات و میمکه و موزش(آره همون چیزه درازه) رو می چسبونه روس اونجات و به بوسیدنت ادامه میده
جونگ‌کوک: اون همه تلاش هام بالاخره نتیجه داد
توام هی سعی میکنی که جداش کنی ولی زور تو ریزه میزه کجا و اون غول پیکر
جونگ‌کوک: ببخش منو ا.ت بد کردم باهات نباید میکردم، تو.....تو کوچولوم شایسته این کار ها نبودی
بچه ها متن توضیح اولین کامنت هست چون توی اسلاید دوم ناقص افتاده
دیدگاه ها (۱)

اشکم در اومد توی بیکلام آهنگ the happiest girl از بلک پینکور...

یونگی هم نتونست این قر کمر هارو تحمل کنه🤣🤣🤣

@amelia_mh پیج قبلیش مسدود شد در حالی که چیز بدی نمیزاشت و ف...

#سناریووقتی باهات قهرن تو بی توجه میخوابی کنارشون از پشت بغل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط