{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یه زمانی هم بود که شیومن رفت یه مغازه و نون خرید و داخل ب

یه زمانی هم بود که شیومن رفت یه مغازه و نون خرید و داخل بابل اومد کلی از نون تعریف کرد که چقدر خوشمزه هست اکسوالا ادرس نون وای رو ازش گرفتن و به مغازه حمله ور شدن و تمام نون های اون مغازه رو خریدن وقتی خبرش اومد پشمای شیومین ریخت اومد بابل گفت شما بچه ها تمام نون هارو خریدین 🦦🦦
من یکم خجالت میکشم که برای نون وای دردسر درست کردم(چون یه لشکر رو فرستاد نون وایی)🦦
دیدگاه ها (۵)

part 31چند دقیقه ای بعد این حرف سکوت بود، کسی نمی دونست باید...

The White Midnight** — نیمه‌شبِ سپیدPart:2کوک:ای واییی ا.ت:آ...

𝓹𝓪𝓻𝓽۴۷✦شب ویو✦ات ویو تو خونم محض احتیاط چنتا دوربین مخفی گذا...

part : 16ناگهان گلبرگ هارو پاره کرد و توی هوا پرتاب کرد& حدا...

I can be myself with himPart¹⁰²رفتم روی تختم و به میا زنگ زد...

پارت سیزدهم کوک. دیدم ات خوشکش زده که گفتم خوب شده بهم میاد ...

آره ولی شرکتشون ورشکسته شد و یوشیرو هم دیگه بعدش نرفت سرکار....

پشت نگاه سردت — پارت ۱۱ویو آتکه یهو ته منو پرت کرد توی استخ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط