{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چند سالے بود ڪه عشق یہ دختر ڪارتڹ خابش ڪرده بود... تمام چ

چند سالے بود ڪه عشق یہ دختر ڪارتڹ خابش ڪرده بود... تمام چیزے ڪه برایش مانده بود... چند نخ سیگار بود .... و یڪ پلیر ڪہ برایش داریوش میخواند ... در این سرماے زمستون دیگر موادے نداشت براے رهایـــــے از فڪر و خیاݪ.. ایڹ بار سرنگش را به یاد آڹ دختر از هوا پر ڪرد .... و به رگش زد ... داشت نفس هاے اخرش رو میڪشید... همراه با صداے داریوش ڪه میگفت:
تمام نا تمام مڹ بـــــے تو تمام میشود... و همہ چیز تاریــڪ و تاریڪتر شـــــد...
و ڪسے حتے نفهمید داستاڹ از چہ قرار بود...

#Mahdi
دیدگاه ها (۱)

✘شـــــــــاید''منـــم''✘°° ✘ یـــــه...

دلم کـــــــــــمی خدا میخواهد…کمی سکـــــــــــوت­…کمی دل ب...

ﺧــﯿـﻠـﯽ ﺑـﺎﯾـﺪ ﺑــﯽ ﻣــﻌــﺮﻓــﺖ ﺑــﺎﺷــﯽ ﮐـﻪ ﻧـﻔـﻬـﻤـﯽ ﭘـﺸـ...

هی رفیق!بغض هایم را مسخره نکن!به سه نقطه های آخر حرف هایم نخ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط