وقتی بین بچه هاتون فرق میزاره
وقتی بین بچه هاتون فرق میزاره
تکپارتی
تهیونگ:ا.ت عقلت سرجاته تو بارداری یه بچه ی ۲ساله تو خونه داری بعد میای بار با پسرای دیگ میخابیی«عربده»
ا.ت:ته تروخدا اروم برو بزار توضیح..
تهیونگ:خفشو چه توضیحی
«ویو چند ساعت قبل»
سوا:پاشو بریم بار
ا.ت:سوا میدونی ک ته خوشش نمیاد
سوا:زود میایم دیگ یوجین ک پیش تهیونگه هیونجینم ک تو شکمته😂
ا.ت:باز هرچی پسرم غیرتی میشه تازه الان وارد ۹ماه شد حاملم اگ یچی بشه چی
سوا: 😂😂اذیت نکن دیگ زود میایم بعدشم چیزی نمیشه هیونجین خان امشب دنیا نیایا بمون چند روز بعد بیا
سوا:بریم
ا.ت: چی بگم اوکی
با سوا اماد شدیم راه افتادیم سمت یه بار وقتی وارد شدیم همجا بوی الکل میداد حالت تهو گرفتم
ا.ت:سواا من حالم دار بهم میخور میرم دسشویی
سوا: اوکی برو میخای بیام باهات
ا.ت:نه
رفتم سمت سرویس بهداشتی وقتی حالم بهتر شد اومدم بیرون میکاپمو تمدید کردم رفتم بیرون که یهو یه پسر مست دستمو گرفت
+جون چه دختر ببینم حامله ی
ا.ت:دستمو ول کن عوضی من حاملم شوهر دارم
+عیب ندار بیب با یه شب چیزی نمیشع
دستمو گرفت برد سمت یکی از اتاقا انداختم رو تخت و بزور لباسمو باز کرد منم کاری نمیتوستم بکنم چون زورش زیاد بود و فقط جیغ میزدم ک یهو ته اومد داخل
ا.ت:تهیونگ
تهیونگ:بیا بببینم
ته یدون مشت زد به طرف و اومد سمتم لباسمو تنم کرد و دستمو گرفت و برد تو ماشین
زمان حال
ا.ت:بخدا من تقصیری ندارم منو بزور برد داخل اتاق
تهیونگ:گفتم خفشو هرزههه
ا.ت:اییییی تهه شکمم
تهیونگ:چی عوارض بعد از رابطس خجالت نمیکشی پیش من داری درد هرزه بازیاتو نشون میدی
ا.ت:ته چرت پرت نگو ایی بچم ایی دار به دنیا میاد
تهیونگ:جدی میگی
ا.ت:اییییییی
تهیونگ:وایسا الان میریم بیمارستان
چند ساعت بعد
ویو تهیونگ
ا.ت رفت بود داخل اتاق عمل اولش خیلی خوشحال بودم ولی بعد ک یاد هرزه بازیای ا.ت افتادم دیگ دلم نخواست اون بچه رو تو بغلم بگیرم
@اقا کیم تهیونگ کیه
تهیونگ:منم
@تبریک میگم بچه به دنیا اومد و بچه و همسرتون هردو سالم هستن میتونید برید ببیندشون
تهیونگ:ممنون
رفتم داخل ا.ت بچه رو گرفت بود تو بغلش و شیر میداد و تا منو دید گفت
ا.ت:ته بخدا اونجوری ک فک میکنی نیس
تهیونگ:خفشو نمیخوام صداتو بشنونم خداروشکر کن ک میزارم تو خونم زندگی
چند روز بعد
ویو ا.ت
تهیونگ این چند روز حتی یبارم هیونجین رو بغلش نگرفت و فقط با یوجین بازی میکنه امشب باید یکاری کنم اون باور نمیکنه ک من کاری نکردم پاشدم رفتم اتاق تهیونگ
تق تق
تهیونگ: بله
ا.ت:منم
تهیونگ:چی میخای
ا.ت:ته باید حرف بزنیم
تهیونگ:من حرفی با تو ندارم
ا.ت:ببین باور کن منو سوا برد ک فقط نگا کنیم زود بیایم خونه ولی من حالت تهو گرفتم رفتم دسشویی وقتی اومدم بیرون اون عوضی دستمو گرفت برد تو اتاق بزور لباسمو در اورد ک بعد اومدی
تهیونگ:منم خرم
ا.ت:فیلم دوربینا رو نگا کن خو
تهیونگ:باش
با ته پاشدیم رفتیم همون بار ته فیلم دوربینا رو نگا کرد و فهمید حق با منه
تهیونگ:ا.ت عشقم واقا ببخشید زود قضاوتت کردم قول میدم حبران کنم
ا.ت:عوضی میدونی چقد دلم برا بغل و بوس کردنات تتگ شد بود
تهیونگ: اخ خدا قول میدم این هفته کلن رفع لتنگی کنیم😉
تهیونگ:ای اینا رو بیخیال بیا بریم پیش بچه ها ک میخام ی دل سیر هیونجین و یوجین و بغل کنم
ا.ت:بریم
بعد از اون من تهیونگ کنار دوتا فسقلیامون به خوشی زندگیمونو کردیم
پایان
بچه ها میدونم بد بود ولی خوب اینو تو عروسی دختر دایم نوشتم درک کنید
تکپارتی
تهیونگ:ا.ت عقلت سرجاته تو بارداری یه بچه ی ۲ساله تو خونه داری بعد میای بار با پسرای دیگ میخابیی«عربده»
ا.ت:ته تروخدا اروم برو بزار توضیح..
تهیونگ:خفشو چه توضیحی
«ویو چند ساعت قبل»
سوا:پاشو بریم بار
ا.ت:سوا میدونی ک ته خوشش نمیاد
سوا:زود میایم دیگ یوجین ک پیش تهیونگه هیونجینم ک تو شکمته😂
ا.ت:باز هرچی پسرم غیرتی میشه تازه الان وارد ۹ماه شد حاملم اگ یچی بشه چی
سوا: 😂😂اذیت نکن دیگ زود میایم بعدشم چیزی نمیشه هیونجین خان امشب دنیا نیایا بمون چند روز بعد بیا
سوا:بریم
ا.ت: چی بگم اوکی
با سوا اماد شدیم راه افتادیم سمت یه بار وقتی وارد شدیم همجا بوی الکل میداد حالت تهو گرفتم
ا.ت:سواا من حالم دار بهم میخور میرم دسشویی
سوا: اوکی برو میخای بیام باهات
ا.ت:نه
رفتم سمت سرویس بهداشتی وقتی حالم بهتر شد اومدم بیرون میکاپمو تمدید کردم رفتم بیرون که یهو یه پسر مست دستمو گرفت
+جون چه دختر ببینم حامله ی
ا.ت:دستمو ول کن عوضی من حاملم شوهر دارم
+عیب ندار بیب با یه شب چیزی نمیشع
دستمو گرفت برد سمت یکی از اتاقا انداختم رو تخت و بزور لباسمو باز کرد منم کاری نمیتوستم بکنم چون زورش زیاد بود و فقط جیغ میزدم ک یهو ته اومد داخل
ا.ت:تهیونگ
تهیونگ:بیا بببینم
ته یدون مشت زد به طرف و اومد سمتم لباسمو تنم کرد و دستمو گرفت و برد تو ماشین
زمان حال
ا.ت:بخدا من تقصیری ندارم منو بزور برد داخل اتاق
تهیونگ:گفتم خفشو هرزههه
ا.ت:اییییی تهه شکمم
تهیونگ:چی عوارض بعد از رابطس خجالت نمیکشی پیش من داری درد هرزه بازیاتو نشون میدی
ا.ت:ته چرت پرت نگو ایی بچم ایی دار به دنیا میاد
تهیونگ:جدی میگی
ا.ت:اییییییی
تهیونگ:وایسا الان میریم بیمارستان
چند ساعت بعد
ویو تهیونگ
ا.ت رفت بود داخل اتاق عمل اولش خیلی خوشحال بودم ولی بعد ک یاد هرزه بازیای ا.ت افتادم دیگ دلم نخواست اون بچه رو تو بغلم بگیرم
@اقا کیم تهیونگ کیه
تهیونگ:منم
@تبریک میگم بچه به دنیا اومد و بچه و همسرتون هردو سالم هستن میتونید برید ببیندشون
تهیونگ:ممنون
رفتم داخل ا.ت بچه رو گرفت بود تو بغلش و شیر میداد و تا منو دید گفت
ا.ت:ته بخدا اونجوری ک فک میکنی نیس
تهیونگ:خفشو نمیخوام صداتو بشنونم خداروشکر کن ک میزارم تو خونم زندگی
چند روز بعد
ویو ا.ت
تهیونگ این چند روز حتی یبارم هیونجین رو بغلش نگرفت و فقط با یوجین بازی میکنه امشب باید یکاری کنم اون باور نمیکنه ک من کاری نکردم پاشدم رفتم اتاق تهیونگ
تق تق
تهیونگ: بله
ا.ت:منم
تهیونگ:چی میخای
ا.ت:ته باید حرف بزنیم
تهیونگ:من حرفی با تو ندارم
ا.ت:ببین باور کن منو سوا برد ک فقط نگا کنیم زود بیایم خونه ولی من حالت تهو گرفتم رفتم دسشویی وقتی اومدم بیرون اون عوضی دستمو گرفت برد تو اتاق بزور لباسمو در اورد ک بعد اومدی
تهیونگ:منم خرم
ا.ت:فیلم دوربینا رو نگا کن خو
تهیونگ:باش
با ته پاشدیم رفتیم همون بار ته فیلم دوربینا رو نگا کرد و فهمید حق با منه
تهیونگ:ا.ت عشقم واقا ببخشید زود قضاوتت کردم قول میدم حبران کنم
ا.ت:عوضی میدونی چقد دلم برا بغل و بوس کردنات تتگ شد بود
تهیونگ: اخ خدا قول میدم این هفته کلن رفع لتنگی کنیم😉
تهیونگ:ای اینا رو بیخیال بیا بریم پیش بچه ها ک میخام ی دل سیر هیونجین و یوجین و بغل کنم
ا.ت:بریم
بعد از اون من تهیونگ کنار دوتا فسقلیامون به خوشی زندگیمونو کردیم
پایان
بچه ها میدونم بد بود ولی خوب اینو تو عروسی دختر دایم نوشتم درک کنید
- ۵۸
- ۰۸ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط