{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هبوط..... من خویشتن اسیر کمند نظر شدم

هبوط..... من خویشتن اسیر کمند نظر شدم
بیزارم از وفای تو یک روز و یک زمان
سعدی
اکسیر عشق بر مسم افتاد و زر شدم........
دیدگاه ها (۳)

هبوط..لب لعلی گزیده ام که مپرس... گشته‌ام در جهان و ...

هبوط...خنک آن درد که یارم به عیادت به سر آید....سعدی

هبوط...سخنم مست و دلم مست و خیالات تو مست همه ب...

هبوط...یاد باد آن روز کز لب بوی جان می‌آمدت ناوک م...

سه سال و یک ماه و شانزده روز و چهار ساعت… این شمارش معکوسِ ت...

آغوش عشق در کنار مافیا"جونگکوک"به عکسا خیره شدم، ساعت؟! مهم ...

𝘞𝘩𝘦𝘯 𝘵𝘩𝘦 𝘩𝘦𝘢𝘳𝘵 𝘤𝘢𝘭𝘭𝘪𝘯𝘨 𝘶𝘴 𝘱𝘢𝘳𝘵:44یه روز حتی به اینکه همچین پ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط