تو کیستی که من اینگونه بی تو بیتابم
تو کیستی که من اینگونه بی تو بیتابم
شب از هجوم خیالت نمیبرد خوابم ं
تو چیستی که من از هر موج تبسم تو
بسان قایق سرگشته روی گردابمं
تو درکدام سحر,بر کدام اسب سفید
تو راکدام خدا,تو از کدام جهانं
تو درکدام کرانه,تو در کدام صدف
تو در کدام چمن,همره کدام نسیمं
تو از کدام سبو
من از کجا سر راه تو آمدم ناگاهं
چه کرد با دل من آن نگاه شیرین,آه
مدام پیش نگاهی,مدام پیش نگاهं
کدام نشأت دویده از تو در سر من
که ذره های وجودم تو را که می بینندं
به رقص میآیند و سرود می خوانند
مرا همین بگذارند یک سخن با تو ं
تو دوردست امیدی وپای من خسته
همه وجود تومهر, بامن بمان
شب از هجوم خیالت نمیبرد خوابم ं
تو چیستی که من از هر موج تبسم تو
بسان قایق سرگشته روی گردابمं
تو درکدام سحر,بر کدام اسب سفید
تو راکدام خدا,تو از کدام جهانं
تو درکدام کرانه,تو در کدام صدف
تو در کدام چمن,همره کدام نسیمं
تو از کدام سبو
من از کجا سر راه تو آمدم ناگاهं
چه کرد با دل من آن نگاه شیرین,آه
مدام پیش نگاهی,مدام پیش نگاهं
کدام نشأت دویده از تو در سر من
که ذره های وجودم تو را که می بینندं
به رقص میآیند و سرود می خوانند
مرا همین بگذارند یک سخن با تو ं
تو دوردست امیدی وپای من خسته
همه وجود تومهر, بامن بمان
- ۹۵۹
- ۰۱ دی ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط