{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

موی سپید لعنتی امشب رها کن

موی سپید لعنتی امشب رها کن
یلدا جوان می خواهدم با من وفا کن
بگذار تا دستی زنم،شعری بخوانم
بگذار شرمت را، بیا شوری به پا کن
عمری گذشته از تو می دانم ولی من
دارم جوانی می کنم،بنشین صفا کن
تا کی کنم پرهیز ازین شوقی که دارم
تا کی کنم با دل جدل،بگذر حیا کن
همواره دستم می کشی یعنی که بنشین
عمری نشستم،امشبی قرضت ادا کن
یک عمر دیدی من به حرفت گوش کردم
امشب برایم بزم یلدا را روا کن
شاید که تقدیرم نباشد صبح فردا
حالا که رقصانم،مرا با دل دعا کن
دیدگاه ها (۳)

چند وقت است از این فاصله ها دلگیرماز خودم..از تو... از این ح...

بوسه را کی بر "لبم" قفل کتابی میکنیﺑﺎﺯ ﺳﻬﻢ ِ ﺑﺎﺩ ﺭﺍ ﺧﺎﻧــــ...

شبِ یلدا چِقَد کوتاه میشهاگه امشب تو موهاتو نبندیبه پِسته اح...

‍ ‍ بر لبانت بوسه ی ممنوعه می کارم ,بیاتا سحر با یاد تو هموا...

ص ۷۱___می نویسم پریسا سه بار گفت ازاده و تو نشسته ای و به من...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط