موی سپید لعنتی امشب رها کن
موی سپید لعنتی امشب رها کن
یلدا جوان می خواهدم با من وفا کن
بگذار تا دستی زنم،شعری بخوانم
بگذار شرمت را، بیا شوری به پا کن
عمری گذشته از تو می دانم ولی من
دارم جوانی می کنم،بنشین صفا کن
تا کی کنم پرهیز ازین شوقی که دارم
تا کی کنم با دل جدل،بگذر حیا کن
همواره دستم می کشی یعنی که بنشین
عمری نشستم،امشبی قرضت ادا کن
یک عمر دیدی من به حرفت گوش کردم
امشب برایم بزم یلدا را روا کن
شاید که تقدیرم نباشد صبح فردا
حالا که رقصانم،مرا با دل دعا کن
یلدا جوان می خواهدم با من وفا کن
بگذار تا دستی زنم،شعری بخوانم
بگذار شرمت را، بیا شوری به پا کن
عمری گذشته از تو می دانم ولی من
دارم جوانی می کنم،بنشین صفا کن
تا کی کنم پرهیز ازین شوقی که دارم
تا کی کنم با دل جدل،بگذر حیا کن
همواره دستم می کشی یعنی که بنشین
عمری نشستم،امشبی قرضت ادا کن
یک عمر دیدی من به حرفت گوش کردم
امشب برایم بزم یلدا را روا کن
شاید که تقدیرم نباشد صبح فردا
حالا که رقصانم،مرا با دل دعا کن
- ۱۳.۴k
- ۲۹ آذر ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط