{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلم در زلف او گم گشت و من با شانه درجنگم

دلم در زُلفِ او گم گشت و من با شانه درجنگم

که درشب هرچه گم گردد به شبگیراست تاوانش


#کمال خجندی
دیدگاه ها (۳)

از مجنون پرسیدند وصال را دوست داری یا فراق را ؟گفت فراق را‌ ...

چناݧ چــسبانده‌ام هر تڪـہ از دل را بہ یڪدیڪَر...ڪہ ڪم ڪم م...

عجب تاریک و سرد است این هوای روز پاییزیگ...

‏رواج جهل مرکّب رسیده است به جایی...که کرده هر مگسی خویش را ...

سر ارادت ما و آستان حضرت دوستکه هر چه بر سر ما می‌رود ارادت ...

❤🌹❤تقدیم باعشق خدمتِ محبوبمآبی تر از دریا تویی،تنها در این د...

My uncle (part 55)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط