به سلامتی پدری که “نمی توانم” را در چشمانش زیاد دیدیم،
به سلامتی پدری که “نمی توانم” را در چشمانش زیاد دیدیم،
ولی از زبانش هرگز نشنیدم…
.
.
.
به سلامتی پدری که طعم پدر داشتن رو نچشید،
اما واسه خیلی ها پدری کرد
.
.
.
به سلامتی پدری که لباس خاکی و کثیف می پوشه می ره کارگری،
برای سیر کردن شکم بچه اش، اما بچه اش خجالت می کشه به دوستاش بگه این پدرمه…
.
.
..
سلامتی اون پدری که شادی شو با زن و بچه اش تقسیم می کنه، اما غصه شو با سیگارش…
.
.
به سلامتی پدری که کفِ تموم شهر رو جارو می زنه،
که زن و بچه اش کف خونه کسیرو جارو نزنن…
.
..
وقتی پشت سر پدرت از پله ها میای پایین و می بینی چه قدر آهسته می ره، می فهمی پیر شده!
وقتی داره صورتش رو اصلاح می کنه و دستش می لرزه ، می فهمی پیر شده!
وقتی بعد غذا یه مشت دارو می خوره، می فهمی چه قدر درد داره اما هیچ چی نمی گه!
و وقتی می فهمی نصف موهای سفیدش به خاطر غصه های تو هستش.
***بسلامتی همه پدرا***
ولی از زبانش هرگز نشنیدم…
.
.
.
به سلامتی پدری که طعم پدر داشتن رو نچشید،
اما واسه خیلی ها پدری کرد
.
.
.
به سلامتی پدری که لباس خاکی و کثیف می پوشه می ره کارگری،
برای سیر کردن شکم بچه اش، اما بچه اش خجالت می کشه به دوستاش بگه این پدرمه…
.
.
..
سلامتی اون پدری که شادی شو با زن و بچه اش تقسیم می کنه، اما غصه شو با سیگارش…
.
.
به سلامتی پدری که کفِ تموم شهر رو جارو می زنه،
که زن و بچه اش کف خونه کسیرو جارو نزنن…
.
..
وقتی پشت سر پدرت از پله ها میای پایین و می بینی چه قدر آهسته می ره، می فهمی پیر شده!
وقتی داره صورتش رو اصلاح می کنه و دستش می لرزه ، می فهمی پیر شده!
وقتی بعد غذا یه مشت دارو می خوره، می فهمی چه قدر درد داره اما هیچ چی نمی گه!
و وقتی می فهمی نصف موهای سفیدش به خاطر غصه های تو هستش.
***بسلامتی همه پدرا***
- ۳.۸k
- ۲۳ آذر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۲۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط