{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بگذار این دخترکان خجسته شراب بی‌حیایی را تا ته سر بکشند و

بگذار این دخترکان خجسته شراب بی‌حیایی را تا ته سر بکشند و میان غش و ضعف‌های مشقی خود
خواب آزادی ببینند و آزادی قی کنند.
سرشان گیج هم اگر برود خیالت تخت؛
مثل علف هرز آن قدر مردان فرصت طلب کف خیابان‌های این شهر ریخته
که برایشان آغوش گشوده‌اند و به انتظار نشسته تا بغل بگیرند و تا می‌شود ارتزاق کنند.
اما تو ای بانو
موجی به چادرت بده
فخر بفروش
و متکبرانه آزادی‌ات را به رخ‌ شان بکش
به رخ آن بیچاره‌هایی که از عقده‌ی یک آزادی یواشکی عرق کرده‌اند...
که تو
نه حتی آزادانه
که عاشقانه چادر به سر کرده‌ای
فخر بفروش
ای تو که آزادی‌ات آشکار است و نه یواشکی
بگذار حسودی‌ شان بشود!
این روزها خود را یواشکی به اشتراک میگذارند....
دیدگاه ها (۲)

بسم الله الرحمن الرحیم زندگی با کنترل کردن زیبا نمی شود. هیچ...

حالا که اسب‌های سینه‌ام سرکشی نمی‌کنند، اکنون که طوری آرام گ...

صبح...ات طبق عادت همیشگی پایین آمد.اما این بار...کوک سر میز ...

کصشعر.‌‌​پیش از آنکه این واپسین نفس، در این سینه رو به زوال،...

🛑🛑🛑اتفاقی عجیب در جواهر دشت سقوط اخلاقی تا کجا❓❓⭕چند روز پیش...

تا وقتی هفت نفر کنارم هستن(فصل۲)

پارت 24رمان عشق مدرسه ای فیلیکس میاد و ات رو میبرن بیمارستان...

پارت ششم | خط قرمزاز آن روز به بعد، رفتار جونگ‌کوک تغییر کرد...

پارت ۳۰ | پایانِ سایه‌ها 🌙❤️سه سال بعد...صدای خنده‌ی بچه‌ها ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط