{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای یار دوردست که دل میبری هنوز

ای یار دوردست که دل می‌بری هنوز
چون آتش نهفته به خاکستری هنوز

هر چند خط کشیده بر آیینه‌ات زمان
در چشمم از تمامی خوبان، سری هنوز

سودای دلنشین نخستین و آخرین!
عمرم گذشت و توام در سری هنوز

ای نازنین درخت نخستین گناه من!
از میوه‌های وسوسه بارآوری هنوز

آن سیب‌های راه به پرهیز بسته را
در سایه سار زلف، تو می‌پروری هنوز

با جرعه‌ای ز بوی تو از خویش می‌روم
آه ای شراب کهنه که در ساغری هنوز
دیدگاه ها (۲)

تو آسمانی ومن ریشه در زمین دارمهمیشه فاصله ای هست-داد ازاین ...

من برای دوست داشتنت، به دلیل احتیاج ندارم. همین‌که بارون می‌...

همیشهمراقب حرف هاییکه میزنی باش!!مخصوصا وقتیعصبی یادلخور هست...

من برای دوست داشتنت، به دلیل احتیاج ندارم. همین‌که بارون می‌...

ای یاد دوردست که دل می‌بری هنوزچون آتش نهفته به خاکستری هنوز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط