{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرا به دنیای کودکی ببر، همانجا که از فوتبال بازی کردن با

مرا به دنیای کودکی ببر، همانجا که از فوتبال بازی کردن با پسر دایی در خانه پدربزرگ سیر نمیشدم و توپ جمع باد میشد و من سوباسا باشم او کاکرو ! مرا به آن کودکی ببر که در مدرسه با رفقا سامورایی بازی کنم . به نوبت بعد از ظهر و کارتون های صبحی همراه ویکی و وایکینگ ها همراه به مورچه ای به نام فردی
و اگر دوست داشتی مرا به آن کودکی ببر که پدربزرگم هم آنجا باشد و به باغ برویم و بازی کنیم و من تا ابد از درخت گردو بالا بروم او باشد و خاطرات سربازیش را باااز بارها برایم تکرار کند، او باشد و لبخندش ، چقدر دلم برایت تنگ شده ∞ بابا.
مرا ببر به دوران آواز خواندن و دست زدن های بی انتهااا
مرا ببر به شب های یلدا
میخواهم از ته دل بخندم بیخیال همه چیز
چقدر خوب بود دل های پاکشان
عجب روزهایی رفتند! روزها رفتند یا ما گذشتیم ؟
یلدا کجای !
دیدگاه ها (۴)

ای بنازم

شما چی سفارش میدین؟+ یکی که پای حرفاش وایسه لطفا

خب بابا بیخیال *-*

هر وقت دیدی حریفت داره برنده میشه،یک لبخند بزن تا به بردش شک...

سفیر کبیر Grand Ambassador

سفیر کبیر Grand Ambassador

فیک کوک : به چیزی که دل ندارد دل نبند

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط