مغازه جادویی
مغازه جادویی🪄
داستان راجب دوتی است دوتی وقتی جوان بود اتفاقی سر از یک فروشگاه لوازم شعبده بازی در آورد و در آنجا با زن سالخوردهی مهربانی به نام روث آشنا شد او که پدر و مادرش وضعیت خوبی نداشتند و خودش نیز پول چندانی نداشت در طول چند هفته یا حتی ماه آموزش هایی در رابطه با ذهن و شعبده بازی نیز یاد گرفت حال او یک جراح مغز و اعصاب است و اکنون چیزی زندگی او را تهدید می کند
- بر اساسِ داستان واقعی
#معرفی_کتاب
داستان راجب دوتی است دوتی وقتی جوان بود اتفاقی سر از یک فروشگاه لوازم شعبده بازی در آورد و در آنجا با زن سالخوردهی مهربانی به نام روث آشنا شد او که پدر و مادرش وضعیت خوبی نداشتند و خودش نیز پول چندانی نداشت در طول چند هفته یا حتی ماه آموزش هایی در رابطه با ذهن و شعبده بازی نیز یاد گرفت حال او یک جراح مغز و اعصاب است و اکنون چیزی زندگی او را تهدید می کند
- بر اساسِ داستان واقعی
#معرفی_کتاب
- ۱۴۹
- ۰۱ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط