گرگ سیاه

با هم رفتیم داخل
داشتیم از پله ها بالا می‌رفتیم
که دیدم جولی و ته ته دارن بلند بلند
میخندن
+ چقدر زود جور شدن 😂💔
_ باور نمیشه😐
اصلا خجالت حالیشون نیست 😑
+ ععع ولشون کن
میگم میشه بریم شهر بازی
_ نه
+ خواهش میکنم
_ اصلا
رفتم جلو و لبشو آروم بوسیدم
+ لطفاً 🥺
_ با..... باشه
+ هوووورااااااا
بریم حاضر بشیم
آهاااا به جولی هم بگم
رفتم به جولی گفتم اونم با وی می اومد
و بعد رفتم لباس پوشیدم
یه تیپ خیلی دارک و خفن زدم
از اتاق اومدم بیرون
جولی هم مثل من لباس پوشیده
بود
+ جوووووووننننننن شمارهههه بدم 😂😂
& به به چه جیگری 😂😂😂
خلاصه
همگی با هم رفتیم شهر بازی
+ خب چی سوار بشیم
_ یکی از این اسب ها
& شوخی می‌کنی دیگه 😐💔
_ نه
+ بیخیال بریم سوار این بشیم
_ نهههههههه
، به نظر بیخیال بشین دخترا
+ اصلاااااا
& بدووووو بریم
رفتیم سوار
دیدگاه ها (۰)

رمان :تا وقتی که عاشقت شدم

Cruel Love پارت ۶ خلاصه غذامو خوردم و قرار شد همگی باهم بریم...

پارت ۳۱🌧️ ویو آتبا هیون‌وو داشتم می‌رفتم سمت کلاس که صدای ته...

پارت ۲۶

p2☆فاجعه ای به نام ما☆ویو لونارفتم که اماده بشم اون دوتا اسک...

پارت ۳۶

ممنون که میخونی این داستان واقعی نیست

˚୨୧⋆د؏ـوﺕ‌ﻧﺎﻣـه‌ی طَﻟـﺎﯾـی˚୨୧⋆صدای زنگ گوشی باعث شد از خواب ...

My Boy❄

پارت ۷فردا صبح که از خواب بیدار شدن که نگاه شون افتاد رو هم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط