{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عبور میکنم

عبور میکنم
هر روز
از نیمکت های خالی پارک
طوری که انگار کسی
در نیمکت های آخر
انتظارم را می کشد
به آن جا میرسم
باید وانمود کنم که
باز هم دیر رسیده ام
دیدگاه ها (۱)

سرگذشت ما هم این بود ما به دنیا آمدیم ولی دنیا به ما نیامد

خدای عزیز دختر خوبی که داره اینو میخونه مهربونه و من بهش افت...

همه میگن شیشه احساس ندارهاما وقتی رو شیشه ی بخار گرفتهنوشتم ...

آدما از آدما زود سیر میشنآدما از عشق هم دلگیر میشنآدما رو عش...

‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌♥️ℒℴνℯ♥️... می‌خواهم.. طوری لبخند بزن...

حتی اگر از تاریکی های درونت برایم حرف بزنی من تو را طوری نگا...

اسم رمان《 چشم های بی انتها 》پارت 6تاریکی همانند خشم بر تن اف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط