میرود سلطه ابر سیه انشاءالله

می‌رود سُلطهٔ ابر سیَه ان‌شاءالله
می‌رسد نوبت دیدار مَه ان‌شاءالله

می‌رسد لحظهٔ پِی‌بردن این دنیا بر
معنی ماه شب چارده ان‌شاءالله

فصل پرسودترین داد و ستد می‌آید
جان شیرین عوض یک نگه ان‌شاءالله

سوی اقلیم یقین، می‌رود ارّابهٔ عمر
می‌رسد جادهٔ حیرت به تَه ان‌شاءالله

دل قافیّه به تنگ آمده، تا برگردد
منجی سوختگان رفح ان‌شاءالله؟

بانگ تکبیر ظفر برکشد از بام جهان
غزّهٔ غمزدهٔ بی‌گنه ان‌شاءالله؟

می‌رسد لشکر آن شاهسواری که مسیح
سُرمه برداردش از گرد ره ان‌شاءالله

می‌دهد فیصله بر سلسلهٔ خیبریون
تیغ مرحب‌کُش آن پادشه ان‌شاءالله

حال گردن‌کِش دوران چه تماشا دارد
روز برپایی آن دادگه ان‌شاءالله

#غزه #محمدحسین_رشیدی #شعر #فلسطین
دیدگاه ها (۰)

با خستگی راه می‌رفتمپشت سرم را نگاه کردمبه نظر می‌آمد که دار...

لحظاتی_با_حدیث 💢امام علی علیه السلام❤️◾«أكرِه نَفسَكَ عَلَى ...

‍ میگفت دگر باره به خوابم بینی پنداشت که بعد ازو مر...

.*دلم را به آسمان بردند**گرد همۀ ملکوت بگشت و باز آمد*گفتم: ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط