یکبارنشد با من از اجبار نگویی
یکبارنشد با من از اجبار نگویی
از فاصله و دوری بسیار نگویی
حسرت به دلم ماند که از عشق بگویم
تو گوش کنی از در و دیوار نگویی
هرصبح ،کنار عسل و چای و مربا
از داغ ترین حوزه ی اخبار نگویی
من شعر بخوانم، تو شوی غرق تخیل
از دسته چک وقرض و طلبکار نگویی
باهم بنشینیم سرسفره و هربار
از ارز و یورو، شاخص بازار نگویی
من قصری ازامیدبسازم، و توهرشب
از زلزله و ریزش اوار نگویی
با اینهمه از رفتنت آزرده ترینم
ای کاش که از فرصت دیدار "بگویی"
از فاصله و دوری بسیار نگویی
حسرت به دلم ماند که از عشق بگویم
تو گوش کنی از در و دیوار نگویی
هرصبح ،کنار عسل و چای و مربا
از داغ ترین حوزه ی اخبار نگویی
من شعر بخوانم، تو شوی غرق تخیل
از دسته چک وقرض و طلبکار نگویی
باهم بنشینیم سرسفره و هربار
از ارز و یورو، شاخص بازار نگویی
من قصری ازامیدبسازم، و توهرشب
از زلزله و ریزش اوار نگویی
با اینهمه از رفتنت آزرده ترینم
ای کاش که از فرصت دیدار "بگویی"
- ۵۱۳
- ۱۳ خرداد ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط