بی خیال روزگار هم که باشی
بی خیال روزگار هم که باشی
شبهای غصه، جانت بسر می آید
تا صبح هزار بار
ثانیه می شماری
پلک بر پلک فرو می آوری
باهر دانه ی تسبیح هزاران غم به خاک رفته را به یاد می آوری
وچشمانت را تر میکنی
اما سپیده تعجیل نمیکند برای آمدن
بلندای شب غصه می شودیک عمرآه فرونرفته
و یک عمره آه نکشیده
آرامش
شبهای غصه، جانت بسر می آید
تا صبح هزار بار
ثانیه می شماری
پلک بر پلک فرو می آوری
باهر دانه ی تسبیح هزاران غم به خاک رفته را به یاد می آوری
وچشمانت را تر میکنی
اما سپیده تعجیل نمیکند برای آمدن
بلندای شب غصه می شودیک عمرآه فرونرفته
و یک عمره آه نکشیده
آرامش
- ۳۰۷
- ۲۲ آذر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط