وای اگر یکشب برایت من بمیرم زندگیست

وای اگر یکشب برایت من بمیرم، زندگیست
بازوانت را درآغوشم بگیرم، زندگیست

وای اگر در زیر نور چشم های محشرت
باخبر گردم که دیگر پیرِ پیرم، زندگیست

سازمانی چون صلیب سرخ اگر ثبتم کند
اینکه من در دولت عشقت اسیرم زندگیست

بی خیال عقل دیگر، من سراپا عاشقم
اینکه یک دیوانه ، آنهم بی نظیرم زندگیست

گرچه من یک شاعرم ، نقدینه ام شعرو غزل
با همین یک بیت درشعرم امیرم زندگیست

مجرمم من جرم من عشق است حکمم انتظار
انتظاری که برای تو بگیرم زندگیست

این غزل حق الوکاله ، تو وکیلم میشوی؟
با وکیلی چون تو حکمم می پذیرم زندگیست..
دیدگاه ها (۳)

غزلی تازه نوشتم غزلی تازه براتتا بخوانی و بگویی: به فدای غزل...

قلب من با تو فقط میل تپیدن داردبوسه از سیب لبت رغبت چیدن دا...

بمان گناه قشنگم گناه کم دارم برای دیدن چشمت نگاه کم دارمج...

چه قدر حس قشنگی است شاعرت باشمشریک خلوت شبهای خاطرت باشم چه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط