باز هم شد جمعه و این بی قراری های من

باز هم شد جمعه و این بی قراری های من
این تپیدن های دل . چشم انتظاری های من

باز هم دلواپسی های دلم هنگام ظهر
هرم آغوش و لب و ناگفته ها ی سر به مهر

دیدن ناز نگار و عشوه ها ی و جانیش .
بوسه ی من بر لبش با گریه ی پنهانی اش

کاش وقتی درد عشق و عاشقی درمان نداشت
کاش این آدینه ها هم مغرب و پایان نداشت
دیدگاه ها (۳)

پارت: 18 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**دخمه‌ی تجهیزاتِ سمعی‌بصری...

#مافیا_عزیز_من#Part۳۰آخرین تیکه‌های کیک شکلاتی هم با لذت تما...

راز خون پارت ۱۲

#درخواستی_سونگمینوقتی بدون اجازش رفتی بار.... نورهای نئونیِ ...

part : 53chapter : 2وقتی که به جای ویلیام .. استیو کنارم نشس...

𝖕𝖆𝖗𝖙7دود، مثل ماری خاکستری، در راهروها می‌خزید. مارال با پدر...

هرچی بیشتر به ساحل می‌رسید آروم تر میشد. چیزی تو این دختر بو...

007-پنهان در مه - پارت ۸۵

سناریو مایکی { جنگل چشمات }8 سالگی))چشماشو باز کرد. مثل همیش...

چند پارتی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط