{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خاطره ای از شهید ابراهیم هادی

خاطره ای از شهید ابراهیم هادی

در یکی از مغازه ها مشغول کار بود .
یک روز در وضعیتی دیدمش
که خیلی تعجب کردم.
دوکارتن بزرگ اجناس روی دوشش بود.
جلوی یک مغازه کارتن ها را روی زمین گذاشت
وقتی کار تحویل تمام شد .
جلو رفتم و سلام کردم .بعد گفتم:
آقا ابرام برای شما زشته ، این کار باربرهاست نه کار شما!
نگاهی به من کرد و گفت: کار که عیب
نیست، بیکاری عیبه، این کاری هم که
من انجام میدم برای خودم خوبه،
مطمئن میشم که هیچی نیستم.
جلوی غرورم رو می گیره!
گفتم : اگه کسی شما رو اینطوری ببینه
خوب نیست! شما ورزشکاری و...
خیلی ها می شناسنت.
ابراهیم خندید و گفت:
ای بابا ، همیشه کاری کن که، اگه خدا تو رو دید خوشش بیاد نه مردم!

امروزبه نیابت از شهید ابراهیم هادی یک کار خیر انجام بدیم و دیگران رو هم به این کار خیر دعوت کنیم حتی با یک صلوات
خدا قبول کند ان شاءالله
یاد و خاطره تمامی شهدای گرانقدر گرامی باد
جهت تعجیل در فرج آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و شادی ارواح طیبه شهدای گرانقدر و روح امام راحل ره صلوات
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
دیدگاه ها (۲)

شما صدای رهبر شهید ، امام سید علی خامنه‌ای رو می‌شنوید ، سخن...

صلی الله علیک یا امامین العسگریین✋️🖤السلام علیک یا امام هادی...

نویسنده کتاب سلام بر ابراهیم، هیچوقت مشخص نبود و همیشه همه م...

توجه توجه توجه نهضت خرید نکردن از فروشگاههایی که فروشندگان آ...

همیشه آیه‌ی وَ جَعَلنا رو زمزمه می‌کرد! گفتم: آقا ابراهیم ای...

🟩 سوال یک کارگردان از حضرت آقا: آیا با این وضع حجاب و دلار و...

و همانا خداوند مهربان است ...

بسم ربّ الشهداء و الصدّیقین🕊️ «مردانی که در زمین متولد شدند ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط