{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سوار قایق مهتاب شد رفت

سوار قایق مهتاب شد رفت
دل بی طاقتش بی تاب شد رفت

کنار رود و مَشک تیر خورده
عمویم از خجالت آب شد رفت
دیدگاه ها (۸)

♥♥♥

۸/۱

=O =O

◀تسلـــــــــیتــــــ▶

✍✍✍تار شد هفت‌آسمان‌ِمن بیا مهتاب کن عکسِ احساس‌ِمرا بر خانه...

خسف | قصه بیست و یکم: حضرت عباس (ع) (بخش پایانی)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط