{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

[[پارت 14]]
[[نام داستان: کارامل]]
و راه افتادیم به سمت بازار...
[[نویسنده: خوب بچه‌ها این استایل اول لباس ت٫ا هست و دومی لباس باکوگو هست و برای اون پسره یه اسم انتخاب کرده اسمش گیوتو]]

[[باکوگو در ذهن]]
این جغله چقدر خوشگل شده😩😩💘
با کریشیما و کامیناری حرف زدم و...😁

[[در ذهن گیوتو]]
سلیقه لباسش واقعاً عالیه خیلی خوشگله شده😏


( رسیدیم به بچه‌ها)
[همه بچه‌ها با تعجب به ما نگاه می‌کردن]

گفتم:چیزی شده بچه‌ها🙂
همه: نه ..بابا..پف.. چی میگی 🫤

ت٫ا:ه... بااااشه 🤔

کامیناری: هی گیوتو میای با هم بریم یه لحظه کارت دارم😆

گیوتو :ها چیکارم داری😒

کامیناری: یه کار مهم دارم یه لحظه بیا 😅

گیوتو: خیلی خوب 😒

((در ذهن باکوگو))
عالی شد داره نقشم جواب میده

* کامیناری و گیوتو رفتن*

باکوگو :برگشتم دیدم ت٫ا رفته پیش دخترا منم رفتم پیش کیریشیما

کیریشیما:اوه می‌بینم جناب عاشق اینجاست😏

باکوگو: هوی نفله می‌زنم دهن محلتو می‌شکونما💢💥

کیریشیما: باشه باشه فقط شوخی کردم😅

باکوگو : شوخی نکن نفله 💢💢

کیریشیما: باشه باهاش حرف زدی؟؟؟

باکوگو: نه هنوز 💢

کریشیما : چرا آخه ممکنه گیوتو برگرده البته فکر کنم

باکوگو:لازم نیست به این چیزا فکر کنی پیکاچو کارشو خوب می‌دونم😏💢

کیریشیما:باشه فقط زود باهاش حرف بزن😮‍💨

باکوگو: باشه نفله 💢💢

یه چند دقیقه بعد ایدا گفت: که همه وسایل های مورد نیازتونو بخرین بعد چند دقیقه دیگه باید بریم خونه

همه :بچه‌ها باشه
یه دفعه همه جا خالی شد داشتم می‌رفتم که یهو باکوگو از پشتم آمد و
گفت: می خوای چی بخری پنگوئن کوچولو😏+😁
*من سرخ شدم*
ت٫ا عااامم خو..... خوب یه ... یه چیز..ی دیگه.....هه😳

باکوگو: باشه حالا چرا خجالت می‌کشی صورتت عین لبو شده پرنسس 😁+😏

ت٫ا :نخیرم من خجالت نمی‌کشم 😣+😠

باکوگو:باشه پرنسس تو راست گفتی 😏+😁

و........................................................................
بچه‌ها اینم از این فیک 😞
اگه شد امروز یه پارت دیگه هم میدم 😁
لایک و کامنت فراموش نشه 🙏😩
دیدگاه ها (۱۲)

بچه‌ها گفته بودین خاطره بنویسم 😁 یه خاطره سم براتون آوردم که...

واقعا هم 😂😂😂😂

بچه‌ها ۸۰ تایی شدیم مبارک 🎊🎉🎊🎉🎊 یوهو

آهنگ خواندن انیمه مای هیرو آکادمیکپی ممنوع ❌❌❌اصکی ممنوع ❌❌❌...

mafia lave. پارت پنجم

حساسیت من پارت ۴

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط