" شب بخیر " تو را میخواندم چشم هایم را میبستم
" شب بخیر " تو را میخواندم چشم هایم را میبستم
صبح میشد حالا نیستی حالا چشم هایم بسته نمیشوند
حالا صبح نمیشود . . .
صبح میشد حالا نیستی حالا چشم هایم بسته نمیشوند
حالا صبح نمیشود . . .
- ۱.۹k
- ۰۵ اسفند ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط