{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیشب دایم باخانوادش امده بود خونمون شبش میخاستم حال داداش

دیشب دایم باخانوادش امده بود خونمون شبش میخاستم حال داداشمو بگیرم چون رفته بود مشهد برام سوغاتی نخریده بود داداشم از بچگی از ارواح میترسید سر شب با بچه ها یکم در مورد روح حرف زدیم داداشم که معلوم بود حسابی ترسیده گفت من میرم بخابم بعد به بهانه های الکی دایی رو برد تو اتاقش منم که میدونستم حسابی ترسیده حالشو میخاستم بیارم سر جاش صورتمو حسابی با پنکیک سفید کردم بعد هم با سایه مشکی دوره چشامو قشنگ مشکی کردم ودوتا خط سیاه از زیر چشام تا پایین صورتم کشیدم لبمو هم رژ لب قرمز زدم حسابی خشگل کردم یک لباس سفید که مثل ردا باشه با ملحفه واسه خودم درست کردمو باسس کچاپ حسابی قرمزش کردم که انگار خونه،، موهامو ریختم دورم اروم اروم رفتم سمت اتاق داداشم درو کامل باز کردم تو سیاهی راهروقایم شدم وگفتم امــیر امـــیر بــلنــد شـو😈((اسم داداشم امیره)) هر دوشون که انگاربیدار بودن سیخ نشستن سرجاشون((منظورم دایم داداشم بود)) اروم اروم از تاریکی امدم بیرون دایم پرید رو تخت داداشم دوتایی همو بغل کرده بودن و رو تخت بال پایین میپریدن وجیغ میزدن🤣منم هی میگفتم یوهاهاها🧟‍♀️که یک ضربه بدی خورد توسرم،،،،،،،،،،،،..
اروم اروم چشاموباز کردم همه جا سفید بود با خودم فکر کردم خدا دیده روح خشگلی شدم منو به دیار باقی دعوت کرده🤭سرمو چرخوندم گفتم خدایا راضیم به رضای خودت یکم این طرفو اون طرفو نگاه کردم دیدم یک حوری مرد داره بهم سرم میزنه یکم به مغزم فشار اوردم همه چی یادم اومد با خودم گفتم پس نمردم اینجا بیمارستانه،به پرستار گفتم همراهام کجان؟ پرستاره انگار که داشت خوشو میکشت تا نخنده گفت الان میان تعجب کردم 😳چرا داشت میخندید فکر کردم دیونست یه نگاه به خودم انداختم یهو جیغ زدم😨 یا جـــــد ســـادات منو با همون قیافه جنی اورده بودن بیمارستان باخودم گفتم خوبه بهشون نگفتن منو ببرن تیمارستان😂بابامو داداشمو دایمم امدن توبعد پرسیدن حالم اینا از بابام پرسیدم چی شد؟ کی به سرم ضربه زد بابام گفت: مامان که خیلی ترسیده بود از صدای داداش دایی تا امد بالا فکر کرد واقعا من روحمو با گلدون زده تو سرم((اخه مادر من کی روحو با گلدون میزنه😑🫤😫)) به بابام گفتم باید برای مامان یه جایزه بگیره اخه چقدرم دقیق زده تو سرم بابام خندید 😄 و رفت با دکتر صحبت کرد من مرخص شدم وقتی رسیدیم خونه مامانم کلی قربون صدقم رفت او اینا😏😌
((قصه ما به سر رسید سر من بدبختم هنوز درد میکنه😂))
دیدگاه ها (۰)

منم از این نینیا میخام وای خدااا ببین چقدر گوگولیه🥹🥹🥹🌹♥♥

ددی مافیای من Part7

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط