{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قول دادم به خودم غصه تراشی نکنم

قول دادم به خودم غصه تراشی نکنم
فکر این را که تو باشی و نباشی نکنم

فکر این را که تو هر روز بیایی سر ظهر
روی گلدان دلم آب بپاشی نکنم!

حوض این خاطره را گرچه پر از گِل شده است
قول دادم به خودم بعد تو کاشی نکنم!

من پر از زخم جگرسوزم و باید بروم
که تو را اینهمه درگیر حواشی نکنم

?

امشب افسوس نشد بر سر قولم باشم
نشد از فاصله ها غصه تراشی نکنم

گر تفنگی برسانند به من، نامردم
تا سحر مغز خودم را متلاشی نکنم!
دیدگاه ها (۳)

سخت است که معتاد نگاهی شده باشیدیوانه ی چشمــان سیاهی شده با...

پدر مثل خودکار می مونه ،شکل عوض نمیکنه ،ولی یه دفعه می بینی ...

باید در امتداد باد گیسو رها کنیمضمون شعر تازه ای از نو بنا ک...

می خواهم و می خواستمت تا نفسم بودمی سوختم از حسرت و عشقِ تو ...

میخواستم یه رازی رو بهتون بگم شاید با گفتن این راز از من نا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط