دستاشو مشت کرده بود...
دستاشو مشت کرده بود...
پرسیدم توی مشتت چیه؟!
گفت : خودت نگاه کن
دستاشو گرفتم و آروم باز کردم...
توی دستاش چیزی نبود!!!
گفتم چیزی نیست که...!
دستامو که توی دستاش بود فشرد و گفت :
نبود...ولی حالا هست!
دستام گرم شد و اون لبخند زد...
پرسیدم توی مشتت چیه؟!
گفت : خودت نگاه کن
دستاشو گرفتم و آروم باز کردم...
توی دستاش چیزی نبود!!!
گفتم چیزی نیست که...!
دستامو که توی دستاش بود فشرد و گفت :
نبود...ولی حالا هست!
دستام گرم شد و اون لبخند زد...
- ۲.۲k
- ۰۳ تیر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط