{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چه آسان دادم این دل را به تاوان نگاه تو

چه آسان دادم این دل را به تاوان نگاه تو
شکنجه میشوم هردم برای اشتباه تو
اگر لذت نبردم از وجودت، تلخیٍ اخمیست
که میبست نقش گهگاهی به جای خنده گاه تو
شبیه یک عروسک بازیٍ دستان دخترها
گهی بازی شدم مابین دامان گناه تو
همیشه خاطرم را پر کنی با خاطرات خود
درون قاب عکس دل نشسته عکس ماه تو
دعای خیر مادر بود، شاید کرده نفرینم
به هرجا میروم اما رٍسم بر روی چاه تو
خودم درد زلیخا دارم از دست تو روز و شب
گره افتاده در کارم بپای اشک و آه تو
دیدگاه ها (۶)

سخت دل دادی به ما و ساده دل برداشتیدل بریدن هات حکمت داشت، د...

دست من نیست اگر اینگونه بیمار توامخسته ام از لطف شبهایی که ب...

قسمت میدهم ای عشق مرا پیر مکناین تن خسته من را تو زمین گیر م...

‌دلم تنگِ دِلَت گشته گرفتارَم نکنعاشقم ، دیوانه اَم اینگونه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط