{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بعد از امتحان ریاضی ام که رفتم بیمارستان ببینمش دیدم همه

بعد از امتحان ریاضی ام که رفتم بیمارستان ببینمش دیدم همه جلوی اتاق پارمیس جمع شدن دارن گریه میکنم
صحنه وحشتناکی بود
ومن از شدت شوک بیهوش شدم
و ۲ ساعت بعد بیدار شدم و دیدم مامان و یکی از دوستانم بالای سرم بودن
دیدگاه ها (۲)

هر تایپ از چی خوشش میاد

۱۴ خرداد ۱۴۰۴ من یکی از بهترین دوستانم رو از دست دادم اون هم...

اجباری...

فیک تهیونگ ویو ات: کارم تموم شده بود لیا نبود رفتم لباسم رو ...

مافیای خشن من پارت 11 نوشته: sarii

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط