{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نجوای صبحگاهی

نجوای صبحگاهی
پانزده آبان
می برم تو را
از سکوت و انتظار این هوای بامدادی
به سپیده ای که بوی زندگی می دهد
بوی بیداری ...
تمنای چشم ِ ترم
دلم
تو میهمان ِ منی و من حیران ِ تو
تو را می برم تا سبزهای مهر
و می سپارمت به دست های انسانی
به گذشت
به عبور ،
به زلال ِ دلم
که جای تو نیست گلایه ها
خدایا
غزل و ترانه ام عشق
و خانه ،
بی نفس ات ، ویران ...
دیدگاه ها (۱)

دوباره چشم باز کردیمتا یک روز دیگه همبا هم دنیا رو ببینیمدوس...

امام علی عگشاده رویی تونشانه ی بزرگواری و کرامت نفس توست

در این لحظه های صبح جمعه خدایاتنها مرا برای خودت کن دستانم ر...

سلام عزیزان و مهربانانصبح جمعه تون به زیبایی هر چه تمامترامی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط