{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلم تنگ است دلم می سوزد از باغی که میسوزد

دلم تنگ است دلم می سوزد از باغی که میسوزد

نه دیداری نه بیداری نه دستی از سر یاری

مرا آشفته می دارد چنین آشفته بازاری

تمام عمر بستیم و شکستیم بجز بار پشیمانی نبستیم

جوانی را سفر کردیم تا مرگ

نفهمیدیم به دنبال چه هستیم

عجب آشفته بازاری است دنیا

عجب بیهوده تکراری است دنیا

چه رنجی از محبت ها کشیدیم برهنه پا به تیغستان دویدیم

نگاه آشنا در این همه چشم ندیدیم و ندیدیم و ندیدیم

سبک بالان ساحل ها ندیدند

به دوش خستگان باریست دنیا

مرا در اوج حسرت ها رها کرد عجب یار وفا داریست دنیا

عجب آشفته بازاریست دنیا

عجب بیهوده تکراریست دنیا

میان آنچه باید باشد و نیست

عجب فرسوده دیواریست دنیا

عجب خواب پریشانیست دنیا

عجب دریای طوفانیست دنیا

عجب آشفته بازاریست دنیا

عجب بیهوده تکراریست دنیا
دیدگاه ها (۱)

خیلی جاها به درد خیلی هااااااااا خوردیمخیلی زخم هارو از همون...

دلم تنگ است،دلم میسوزد ازباغی که میسوزد..نه دیداری،نه بیداری...

دلم تنگ است،دلم میسوزد ازباغی که میسوزد..نه دیداری،نه بیداری...

دلم تنگ است دلم میسوزد از باغی که میسوزدنه دیداری نه بیداری ...

No copyدلم تنگ است دلم می سوزد از باغی که میسوزدنه دیداری نه...

داریوشدلم تنگ است دلم میسوزد ازباغی که میسوزد نه دیداری نه ب...

دلم تنگ استدلم میسوزد از باغی که میسوزدنه بیداری ، نه دیداری...

دلم تنگ استدلم میسوزد از باغی که میسوزدنه بیداری ، نه دیداری...

دلم تنگ استدلم میسوزد از باغی که میسوزدنه بیداری ، نه دیداری...

دلم تنگ استدلم میسوزد از باغی که میسوزدنه بیداری ، نه دیداری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط