{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

❤❤❤❤❤

❤❤❤❤❤

در آن کرانه که دل با ستاره همزاد است
به من اجازه در اوج پر زدن داده است

در آن کرانه که همواره یک نفر آنجاست
که در پذیرش مهمان همیشه آماده است

در آن کرانه که خورشید پیش یک گنبد
بدون رنگ ز بازار حسن افتاده است

همیشه از تو سرودن چه سخت و شیرین است
شبیه تیشه‌زدن‌های سخت فرهاد است

سؤال می‌کند از خود هنوز آهویی
که بین دام و نگاهت کدام صیاد است

دلم که دست خودم نیست این دل غمگین
همان دلی است که جامانده در گوهرشاد است

بدون فن غزل بی کنایه می‌گویم
دلم برای تو تنگ است شعر من ساده است...


❤❤❤❤❤
دیدگاه ها (۱)

خخخخخ

بادمجون این مدلی دیگه ندیده بودیم!!!!؟؟؟

یک بار هـم تــو شــاعـــر مـن باشتــــو عاشـق مـن باش!مرا دو...

خخخ

**فصل ۱۱۹: فداکاری جمعیدر اوج نبرد، همه ساکنین هتل—فرشته، شی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط