زندڪَی چیز عجیبی نیست،

زندڪَی چیز عجیبی نیست،
یڪ روز صبح باشد.
رد نفس هایش
روی ڪَردنت،
بوسه ای آرام،
صدایی ڪه
دم ڪَوشت زمزمه می شود:
یڪ روز دیگر،
دوستت دارم..
همین بهانه
برای زنده ماندن ڪافیست.
دیدگاه ها (۷)

بـه حَـدی دوسـتَت دارَم کـه میـدانَم خُـدا روزی سوالَـش از...

#my.sexy.toy. psrt 8 فیلیکس سرش رو از روی شانه‌ی هی...

راز خون پارت سوم

@zangane2013

پارت ۵۳وقتی واردِ اون بارِ خصوصی شدند، نورهایِ نئونِ قرمز و ...

تکاپو پارت 110:تقصیر توئه🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍اما هنوز چند قدم بیشتر بر...

تکپارتی تهیونگ

گربه‌ای در نیمکت کناری...

از دشمنان تا عاشقان

پارت اول ❤️کلاسِ عصر تازه تمام شده بود و راهروهای خوابگاه یو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط