دوست ندارم درمانگر عشاق باشم
دوست ندارم درمانگر عشاق باشم...
شاید دلیلش حسادت است؛
آخر من هم تشنه ی افسون عشقم.
شاید هم دلیلش این است که عشق و روان درمانی از اساس با یکدیگر نمی خوانند.
درمانگر خوب با تاریکی می جنگد و در جست و جوی روشنایی است، در حالی که عشق، به رمز و راز زنده است و به محض تفتیش فرو می ریزد...
و من از جلاد عشق بودن بیزارم!
《هوشمند جهانی》
شاید دلیلش حسادت است؛
آخر من هم تشنه ی افسون عشقم.
شاید هم دلیلش این است که عشق و روان درمانی از اساس با یکدیگر نمی خوانند.
درمانگر خوب با تاریکی می جنگد و در جست و جوی روشنایی است، در حالی که عشق، به رمز و راز زنده است و به محض تفتیش فرو می ریزد...
و من از جلاد عشق بودن بیزارم!
《هوشمند جهانی》
- ۴۷۸
- ۰۴ تیر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط