{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفت:

گفت:
فراموشم کن؛ من در هیچ خیابانی با تو قدم نزدم
زبانم بند امد که بگویم :
قدم نزدم
ولی در تمام کوچه های این شهر به تو فکر کردم... 🖤!
دیدگاه ها (۲)

بی حضور تو برایم فرق چندانی نداشت...تلخی نسکافه ها، یا چایی ...

دوچار یعنی...دو چشم داری اما؛حواست چهار چشمی پی کسی است...!

من و شب های دراز و غم و تنهایی دل🌙✨ تو به دشواری راز و تب و ...

گاه گویم که بنالم ز پریشانی حالمباز گویم که عیانست چه حاجت ب...

وقتی که تمام مردم شهربه خواب می روندمن در کوچه هاتو را قدم م...

عاشق ام کردیبیا فکر منه جانانه کنیا ز کوهیت بسازم یا ز شهر آ...

آنقَدَر محو تو بودم که زبانم بند شد این چنین شد که دلم محو ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط