انهایپن

#انهایپن‌
#سناریو
🍓 وقتی بچه میپرسه من از کجا اومدم




هیسونگ: از همونجا که باید بیای
×خب از کجا بابایی؟؟
هیسونگ: برو بگیر بخواب هنوز دهنت‌ بو شیر میده‌





جی: از مامانت بپرس من چه بدونم
×بگو بابایی‌ تو میدونییی
جی: چرا میخوای بدونی؟!
×خب می خوام بدونم چطور به دنیا اومدم دیگههه‌
جی: لازم نیست بدونی
×باباییی‌ بگو
جی: کاشتمت‌ توام در اومدی بعدش تورو برداشت‌ کردیم
×مثل درختااا؟
جی: نه مثل گل
×خب گل و درخت‌ و میکارن‌ دیگه
جی: من از دست و مامانت یه روز دق میکنم ( خدانکنه)




جیک: یه شب رفتیم تو اتاق تا صبح دعا کردیم تا لک لکا‌ تورو آوردن
×میشع امشبم دعا کنین تا برام خواهر بیارهه؟!
جیک: حتما این کارو میکنم
×آخ جونننن‌



سونگهون: من تولیدت‌ کردم مامانت تورو زایید‌
×چطور تولید‌ کردیی؟
سونگهون: به تو چه بچه
×بابایی‌ تورو خدا بگووو
سونگهون: رفتیم تو اتاق چون گرم بود تو تولید شدی
×یعنی منم تو گرما باشم بچه تولید میکنمم؟
سونگهون: هااا‌؟! چی؟؟نه نه آخه تو چقدر بی عقلی به مامانت رفتی





سونو: اطلاعی ندارم
×چطور ندارییی‌
سونو: خب ندارم‌ دیگه‌
×بگو بگو بگو بگوووو‌
سونو: بزرگ بشی میفهمی
×کی بزرگ میشم؟!
سونو: هر وقت که بزرگ شدی
و....



جونگوون‌:(توجه‌کنین‌ساعت دو ونیم شبه)
× بابا بابا بابا باباااااااا‌
جونگوون: هااا‌ چیه چی شده دزد اومدههه؟!
×نه بابا یه سوال بپرسم راستشو میگی؟!
جونگوون: آره آره بگو
× من از کجا اومدم؟!
جونگوون‌: خب راستش یه شب که خیلی شب خوبی بود من مامانت‌ رو بگااا‌ دادم توهم به وجود اومدی (همینقدر راست‌ و واقعی😔✨) بعد خوابید




نیکی: از اول تا آخر همه چی رو براش توضیح میده
×واقعاااا‌ پس مامانم خیلی دردش اومده
نیکی: حقش بود‌
×😐 وااا





......اهممم......
دیدگاه ها (۱۵)

میرم عاف بزنم دنیای راحت تری داشته باشینننن‌...من این همه زح...

اون‌.....

محکم ترین دلیلی که اندتیم رو دوست دارم😔✨

دوتا شوهر داشتم و خبر نداشتم😔✨😂

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط