{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ادامه داستان

ادامه داستان 🎀

سانمی:خب اول کجا بریم 🤔
میتسوری: من میگم بریم اول از اون عروسک
های چنگکی بگیریم 🧸
و همه موافقت کردند
شینوبو: خب کانائو همه رفتن نوبت تو شد برو
کانائو: باشه ..........اه
شینوبو : ای وای اشکال نداره ...‌.... دفعه بعد حتماً میتونی
سانمی خب بریم بازیه بعدی
و همه به سمت بازیه بعدی که ماشین بازی بود راه افتادند
کانائو : تانجیرو آفرین فقط تو و مویچیرو و میتسوری تونست عروسک ببره چه جوری ؟🧸
تانجیرو: کاملاً شانسی بود
کانائو : آها
تانجیرو: بیا باشه برای تو کانائو
کانائو : واقعا منظورم این نبود واقعاً میگم صرفاً
فقط میخواستم بدونم
تانجیرو: جدی میگم باشه برای تو کانائو
کانائو : ممنون ام...چه خرس قشنگی
راستی چرا ندادی به نزوکو
تانجیرو: دوست داشتم به تو بدم
کانائو : الان منظورش چی بود 😨نکنه به من حسی داره نه...... نه یعنی چیز مثبت فکر کن
تانجیرو: ببینیم حالت خوبه رنگت پریده
کانائو : آره آره معلومه حالم خوبه
سانمی: خب هر کس یک ماشین انتخاب کنه
سانمی: خب شروع 🏁
و تمام ماشین ها به هم میکوبیدن
وکلی خوش گذراندن
میتسوری: وای من خیلی گشنمه😫
مویچیرو: آره منم داداشی تو چطور ؟
یویچیرو: آره ولی میتونم تا خونه صبر کنم
میتسوری: خب پس همه موافقین بریم پشمک
بخوریم
همه قبول کردن
بعد از خوردن پشمک
کانائه : من هنوز اردلانی خونم در اون حد ترشح نشده میاین بریم ترن هوایی 🎢
شینوبو: معلومه
دوقلو ها: آرهههه
گیو: اگه همه برن
کانائو : باشه
ایگورو : هوم
تانجیرو: معلومه که آره
میتسوری: منم میام آرههههههههههه
سانمی: منم که تابع جمع هستم 😎
همه سوار شدند 🎢
کانائو : ای وای دیگه صندلی خالی نیست
تانجیرو: کانائو بیا کنار من جا هست بیا اینجا
کانائو: آها اومدم
وای یکم خجالت میکشم ولی باشه 😣
ترن راه افتاد🎢 رسید به اون بالا و دو دقیقه وای می ایستاد
کانائو : وای چقدر بلنده من میترسم نمی‌تونم نگاه کنم 😵‍💫
تانجیرو: نگران نباش کانائو نترس من پیشتم
اگر افتادی می‌گیرمت
کانائو : وای رف...رفتتتتتتتتتت
صدای جیغ همه رفت بالا
تانجیرو دست کانائو رو گرفت که ترسش کم شه
ولی
کنائو : تانجیرو چیکار می‌کنی
وا ییییییییییییییییییی
تانجیرو:وای کانائو من دستت رو گرفتم که ترست
کم‌ سه چرا انقد بلند جیغ میزنی
ترن تموم شد و همه به خواب گاه برگشتند
تو آسنسور خوابگاه
تانجیرو: خوبی کنائو ؟
کانائو : آره ببخشید تانجیرو
بازم آبروم رفتتتتتت 😓
تانجیرو: آخه یک جیغ بنفشی کشیدی منم ترسیدم😅
کانائو : آره از از ارتفاع خیلی میترسم 😅
دروغ میگم در اصل به خاطر گرفتن دستم جیغ زدم 😓
و همه خدا حافظی کردن رفتن خوابگاه
چون خوابگاه دخترانه و پسرانه از هم جدا بود
شینوبو: خب چطور بود
کنار تانجیرو نشستی ؟
کانائو‌: هیچی فقط یکم خجالت کشیدم
شینوبو: آهان. شب بخیر 👋🏻
کانائو: شب تو هم بخیر 👋🏻 👋🏻
خب این خرسی هم که تانجیرو داد میزام اینجا
تو قفسه کنار میزم 😊🧸

خب اگر خوشتون اومده تو کامنت ها بهم بگید پارت بعد هم بزارم 🎀
لایک فراموش نکنید ❤️
دیدگاه ها (۳)

ترکیب شیطان کش و شکارچیان کیپاپ🎀به نظرم باحال بود ✨ نظر شما ...

درخواستی آنیا و دامیان 🩷💚اسلاید دوم تو مانگا شبیه اون اتفاق ...

مای هیرو آکادمی یکی از بهترین‌انیمه هایی بود که دیدم ولی تمو...

امیدوارم آینده آنیا و دامیان همی جوری باشه 🥹🤧نظر شما چیه؟ خو...

ادامه داستان کوتاه کانائو و تانجیرو 💚💜🖤 کانائو: وای باز صبح ...

پارت ۵#عشق_پنهانی●●●●●●■■□□♡♡□□■■●●●●●● میتسوری : پس تو عاشق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط